تبليغاتX
۞ یکی یه دونه ۞
سلام علیکم و رحمه الله

چطور مطورین

این چند وقته که آپ نکردم شاخ ماخ نشدین که؟ خوب الحمدلله!

راستی قبل از مطلب جا داره از نیروی انتظامی به خاطر تشدید طرح امنیت اجتماعی تشکر کنم.انشاالله

از دست این دخترهای هچل هفت راحت بشیم.

چی می خواستم بگم ؟

آهان !!

.::نشانه های ضد دختر بودن::.

۱-با دیدن یک دختر بی جنبه هر چه سریعتر به توالت مراجعه کنید.

۲-با شنیدن اسم دختر توی دهن اون کسی که اسم رو آورده بکوبید.

۳-با دیدن پسران شلغم صفت اول راه نصیحت رو پیش بگیرید و اگر درست نشد مغز خرفتشون رو با کلنگ تعطیل کنید.

۴-حداقل ۴ تا دختر رو سر کار گذاشته باشید یا اینکه بهشون قول ازدواج داده باشید.

۵-پس از احیانا ازدواج در صدد گرفتن ۲ . ۳. ۴. ... تا زن دیگه باشید.

۶-دست یا پا یا کله شما حداقل ۴ بار به صورت یا بدن دختر به قصد دعوا خورده باشه.

۷-حداقل ۲ تا دختر رو ..... آره(دیگه ببخشید!!).

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 15:54 |
۱- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2_ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجه
4_سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.
5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6_ دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.
7_ پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاهمشون خوشگل، هستند.
9_توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.
10_ يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11_در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12_مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13_ سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14_تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15_بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
16_ و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كارندارم (منضورم رو تخت خواب نيستا).
17_اگه كسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته: اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1 سال فاميلاتون رديفه).
18_حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد 2تا بشين بده 9 ماه 3 تا بشين.
19_اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين.
20_ اگه از همه كس قطع اميد كردين يه سر بياين اينجا (البته راه حل های دیگه ای هم هست ولی اگه اینا جواب نداد بیاین پیش خودم بهتون خصوصی میگم)
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 23:55 |
من دوباره می خوام آپ کنم اما...........

از این به بعد دیگه امیر فرق کرده

منتظر پست مطلب بعدی باشید تا ببینید چی شده

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 22:56 |
......
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 23:38 |
باحالترين ويژگي هاي دخترا و پسراي ايروني

 ?-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند
2- اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده

3- يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

4- يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره

6- دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست

9- دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره

10- دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله

11- دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند

12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد

14- دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

15- دخترا زندگي مشترک رو در عشق و صفا و صميميت مي بينن ولي پسر ها در غذا

16- اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن

17- يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه

18- پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن

19- يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه

20- يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم

21- اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش

22- دختر ترشيده ميشه اما پسر بلعکس رسيده تر ميشه نه

23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن

(البته فحش دادن يکي ديگر از کارهاي دختران است) بد وااااااا ...انجام نديد سو استفاده نشه هااااااا

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 22:10 |
یه عکس خفن از زهره حتما کلیک کن

http://a2graphic.persiangig.com/image/2prd10g.jpg

دیدی چه خفن بود

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 22:41 |

اين كه ترس نداره

فقط بايد باورش كني     فقط بايد يك كم باهاش زندگي كني

ميدونم  همرو مي دونم     مي دونم بزرگه        مي دونم وحشتناكه  

مي دونم برات مهلكه     مي دونم درد داره      ميدونم مي سوزونتت    

ولي آخرش عادت مي كني        ديگه آنوقت باهاش اخت ميشي   

ديگه هميشه مي خواهي استعمالش كني

آگي آدم با هوشي باشي فهميدي منظورم چيه

آره درسته يك نخ سيگاره برگه

آلبته اگه به چيزه ديگه فكرت منحرف نشده باشه

 

نظر یادت نره

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 21:19 |

سلام دوستان گلم

امروز يك آهنگ كه خودم ساختم رو گذاشتم براي دانلود- فقط دانلود كنيد حتما كه اگه نكنيد از دستتون رفته چون خيلي باهاله و كيفيتشم خيلي بالاست

راستي بعد از اينكه دانلود كرديد از زيپ خارج كنيد چون در غير اين صورت اجرا نمي شه

براي دانلودش روي لينك زير كليك كنيد

پسورد amirkhan

دانلود

نظر یادت نره

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در جمعه سوم آذر 1385 و ساعت 21:25 |
سلام دوستان

بعد از مدتها قالب وبلاگ رو عوض کردم

لطفا نظر بدید که چطوره

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 20:40 |

به يك نفر خانم با حداكثر سن 20 سال آشنايي كامل به نرم افزار  اتو كد و فتو شاپ به صورت كاملا پاره وقت (4 ساعت كار در هفته) با حقوق

4000000ريال در ماه و پو رسانت در يك شركت معتبردر جردن نيازمنديم.

واجدين شرايط ميتوانند با ايميل وبلاگ در تماس بوده يا در اين پست نظر دهند و رزومه كاري خود را  بگويند در صورت پذيرفته شدن  با فرد  تماس حاصل مي شود .

 

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 23:8 |
 

دي چي شد

ديگه همه فهميدن

جلوي پخش سريال كلا نترو گرفتن

مي گي چرا؟

بهت مي گم

داستانش زيد بازي بود ديگه فكر كنم ارشاد جلوي پخششو گرفت

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 21:40 |

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 22:44 |

تازه گی از هم جدا شدند خبر از این داغتر چی می خواهی

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 22:52 |
سلام

امروز براي اولين مطلب بيوگرافي آقاي محسن چاووشي رو براتون مينويسم :

نام:محسن چاووشي

سال تولد:1358

ماه تولد:مرداد

شهرتولد:خرمشهر

رشته تحصيلي:حسابداري

حدود 14.15 سال پيش موسيقي را آغاز كرد واز6.7 سال پيش به طور حرفه اي موسيقي كارميكنه . تا به حال براي دو تا از دوستانش –حامدهاكان-محسن يگانه- آهنگسازي كرده كه درباره ي اين دو نفر بعد ها مفصلا صحبت ميكنيم . محسن چاوشي در هر كارش يك حس و منظور متفاوتي دارد. از سبك ترانس بيشتر خوشش مياد. علاقه مند به تنهايي- با احساس –ويه كم هم بعضي وقتا عصبي هست. هدفش از زندگي داشتن يه زندگي سالم براي رسيدن به كمال. محسن چاوشي دو تا آلبوم به بازار ارايه داده به نام هاي _نفرين و خودكشي ممنوع_كه همه عزيزان ميدونند. در آينده آلبوم هاي محسن رو شرح ميدم.  اميدوارم يكم محسن عزيز رو شناخته باشيد .

تا بعد...

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 22:14 |
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در شنبه هجدهم شهریور 1385 و ساعت 0:32 |
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در شنبه هجدهم شهریور 1385 و ساعت 0:10 |
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 20:50 |

دوستان امروز 1 طالع بيني واقعي پيدا كردم كه هر چي گفته بود درست بود تصميم گرفتم براتون بزارم اما فعلاچون سر كار ميرم وقت ندارم همه ماه ها رو بزارم در حال حاضر ماه تولدخودم و دوست عزيزم را ميزارم

اما هر ماه رو خواستيد نظر بديد زود تر مي زارم

حالا اگه خواستيد اين دو ماه كه قولشو دادم بخونيد روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت 16:32 |

دوستان و طرفداران محسن چاووشي جو نگيرتون انتقاد كنيد ها من خودم از طر فداران محسن جونم ولي براي خنده آهنگشو ترجمه كردم كه اگه خدا قبول كنه ملت يك كمي حال كنم مخصوصا دوست عزيزم كه هميشه دلش گرفته اميدوارم خوشت بياد و ديگه دلت نگيره (اسمشو نمي گم چون خودش انقدر باهوشه كه متوجه مي شه)

 

 

 

 

عزيزم يادت مياد دوشنبه ها پا به پاي هم مي رفتيم تا كجا تا پيچ شمرون تا خونه ي آقا شجاع

كوچه هاي پر خمو يادت مياد آن همه جسارتو يادت مياد

عزيزم يادت مياد كه نعره هات چه جوري لگد به جون من ميزد نمي شد بهت بگم دوست دارم تا مي خواستم فريادت سر مي امد نعره هات بر مي امد زبونم هم مي آمد

كلوچه هاي نازكو با ملچ ملوچ ميخوردم  هي نفسم كم مي آمد

تو خوراكي هاي نرم و بي ملچ ملوچ كيك درنا هم تازه هم خوشمره بود توي هفته هاي بي ساز و كمون حالا روز ها هموشون دوشنبه اند درود خدا بر اين پنج شنبه ها(اداره تعطيله)

 

 

 

 

فقط اگه بي مزه بود به من نگيد دفعه بعد نمكشو بيشتر مي كنم

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت 23:37 |

ميكشمت اگه 1 روز با غريبه ببينمت

گل مني نميزارم دسته ديگه بچينتت

گولم زدي اما بدون 1 روز سراغ تو ميام

با خنجري تشنه واسه سينه ي داغ تو ميام

ميميرمو ميسوزم از اين حيله ونيرنگ تو

مگه چه كردم با دلت ماهي بودم تو چنگه تو

 

 

قانون تو تو عاشقي هوسه مي كشمت دستم بهت برسه

 

 

دو ته سيگار مونده رو ميز ،1 ماتيكي يكي تميز گفتي به من تنها بودي كي بوده پس اينجا عزيز

 

دو ته نظرمونده تو وبلاگت اي عزيز،گفتي فقط با من چت ميكني كي بوده پس اينجا  تو  وب تو عزيز

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت 23:35 |

 زني هنگام بيرون آمدن از  خانه , سه پيرمرد با ريش هاي بلند سفيد

را ديد که جلوي در نشسته اند. زن گفت:هر چه فکر مي کنم شما را نمي 

 شناسم؛ اما بايد گرسنه باشيد. لطفا" بيايد تو و چيزي بخوريد

آنها پرسيدند: آيا همسرت در خانه است؟ زن گفت: نه . آنها گفتند: پس

 ما نمي توانيم بياييم

غروب، وقتي مرد به خانه آمد، زنش براي او تعريف کرد که چه اتفاقي

 افتاده است. مرد گفت: برو به آنها بگو من خانه هستم و دعوتشان کن .
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. اما آنها گفتند: ما نمي

 توانيم باهمديگر وارد خانه بشويم. زن  پرسيد: چرا؟ يکي از پيرمردها

در حالي که به دوست ديگرش اشاره مي کرد، گفت: اسم اين ثروت

است و سپس به پيرمرد ديگر رو کرد و گفت: اين يکي موفقيت و اسم

من هم عشق.
برو به همسرت بگو که فقط يکي از ما را براي حضور در خانه انتخاب كند.
زن رفت و آنچه اتفاق افتاده بود را تعريف کرد. شوهر خوشحال شد .

 گفت: چه خوب!! اين يه موقعيت عاليست . ثروت را دعوت مي کنيم.

بگذار بيايد و خانه را لبريز کند!

زن که با انتخاب شوهرش مخالف بود، گفت: عزيزم! چرا موفقيت را  

دعوت نکنيم؟

 دختر خانواده که از آن سوي خانه به حرفهاي آنها گوش مي داد،

نزديک آمد و پيشنهاد داد: بهتر نيست عشق را دعوت کنيم تا خانه را

 از وجود خود پر کند؟ شوهر به همسرش گفت: بگذار به حرف

 دخترمان گوش کنيم پس برو بيرون و عشق را دعوت کن.

زن بيرون رفت و به پيرمردها گفت: آن که نامش عشق است ، بيايد و

 مهمان ما شود. در حالي که عشق قدم زنان به سوي خانه مي رفت، دو

 پيرمرد ديگر هم دنبال او راه افتادند. زن با تعجب به ثروت و موفقيت

 گفت: من فقط عشق را دعوت کردم، شما چرا مي آييد؟

اين بار پيرمردها با هم پاسخ دادند: اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت

 کرده بوديد، دو تاي ديگر بيرون مي ماندند، اما شما عشق را دعوت

کرديد، هر کجا او برود، ما هم با او مي رويم. هر کجا عشق باشد،

ثروت و موفقيت هم هست

 

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 23:41 |

ميگن يه روز ليلي واسه مجنون پيغام فرستاد که انگار خيلي دوست داري منو ببيني ؟ اگه نيمه شب بياي بيرون شهر ، کنار فلان باغ ، منم مي يام تا ببينمت .

مجنون که شيفته ديدار ليلي بود ، چندين ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .

ولي مدتي که گذشت خوابش برد ...

 

نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد ، از کيسه اي که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ريخت تو جيبهاي مجنون و رفت .

 

مجنون وقتي چشم باز کرد ، خورشيد طلوع کرده بود ، آهي کشيد و گفت :

اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم . افسرده و پريشون برگشت به شهر .

 

در راه يکي از دوستانش اونو ديد و پرسيد : چرا اينقدر ناراحتي ؟!

 و وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت : اين که عاليه !

 

آخه نشونه اينه که ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره !

دليل اول اين که : خواب بودي و بيدارت نکرده ! و به طورحتم به خودش گفته : اون عزيز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بيدارش کنم ؟

و دليل دوم اينکه : وقتي بيدار مي شدي ، گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکني و بخوري !

 

مجنون سري تکان داد و گفت : نه !

 

اون مي خواسته بگه :

تو عاشق نيستي ! اگه عاشق بودي که خوابت نميبرد !

تو رو چه به عاشقي؟ بهتره بري گردو بازي کني !

 

حالا به نظرتون کدومشون درست گفتن ؟!

 

 

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 23:39 |
هر کس اینترنت رایگان میخواهد ۱ نظر بده و  به آی دی وبلاگ بگه باور کنید واقعیه

ای دی وبلاگ                 tedi_aa2005@yahoo.com             میتونید ادش کنید

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 22:9 |
اگه به اینترنت رایگان نظر ندید بر می دارمش ها گفته باشم
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 23:40 |

سلام.اينم اينترنت رايگان كه قولشو داده بودم.

قبل از اينكه اكانت هارو بهتون معرفي كنم بهتون يه توصيه برادرانه ميكنم :

اگه هر چقدر هم گوگل رو زيرو رو كني به جز اينا اينترنت رايگان گيرت نمياد.بقيش سره كاريه.

اگه ميتوني از همينا استفاده كن وگرنه بيخيالش شو.

خوب بريم سر اينترنت رايگان.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 22:44 |
سلام دوستان من فکر کنم باید موضوع وبلاگ و قالب وبلاگ و به کل وبلاگم را تغییر بدم آ خه ۱ چیزی در زندگیم اتفاق افتاده که زندگی را دگرگون کرده تا چند روز دیگه منتظر باشید هر کی بگه میخواهم موضوع وبلاگ را چی بزارم پیش من جایزه داره
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 23:56 |
اگه دعوتنامه جی میل خواستی و خواستی عضو جی میل داشته باشی فقط ۱ نظر بدی تمومه
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 0:14 |
اگه ۳ ساعت کارت اینترنت رایگان خواستی فقط ۱ نظر بده ۱ دقیقه بعد ۳ ساعت کارت اینترنت رایگان می آد به ایمیلت 
+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 0:8 |
لینکدونی - مطالب جالب و خواندنی از سراسر وب

::
راهنماي بالا رفتن از آنتن [1127]
::
تعداد IP ثبت شده در جهان به تفکيک کشور [629]
::
سیگار کشیدن در مترو جرم است! [324]
::
سقوط دختر جوان در درياچه پارك المهدي [1045]
::
رشته‌هاي پرمتقاضي امسال دانشگاه‌ها اعلام شد [698]
::
نان داغ، كليپ داغ، بنیامین در نانوایی [1129]
::
ادامه سریال «نرگس» به کجا خواهد رسید؟! [3029]
::
از فردا شب، ستاره اسكندري در نقش «نرگس» [2033]
::
احمدي نژاد هم وبلاگ نويس شد! [1691]
::
بانوی ایرانی مدیر عامل کمپانی "DELL" در سوئد شد [1156]
::
تغییر نکردن ساعت رسمی کشور، روزانه 200 هزار کیلووات ساعت به مصرف برق افزود [1146]
::
داش آکل/ کارتونی از مسعود ضیایی [805]
::
به صورت فلش شطرنج بازی کنید [1068]
::
JAJAH سرویس تلفن اینترنتی بین المللی رایگان [1295]
::
هفت تا کشور مسلمان توی ده تا کشور اول-درآمار گوگل برای واژه ای غیر اخلاقی! [4820]
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 0:7 |

                                   جكهاي 2006

1-يك بابايي ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره، منتها كون گشاديش ميومده كه بره دكتر نشونش بده. خلاصه دستش يك مدت همينجور درد ميكرده، تا يك روز رفيقش بهش ميگه اين داروخونة سر كوچه يك كامپيوتر آورده كه صد تومن ميگيره، سر سه سوت هر مرضي رو تشخيص ميده. يارو هم ميگه: خوب ديگه صد تومن كه پولي نيست، بريم ببينيم چه جورياست. خلاصه ميره اونجا، ميبينه يك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش يك شكاف داره، روش نوشته: لطفاٌ اسكناس صد توماني وارد كنيد. يارو يك صد تومني ميگذاره، يهو يك چيز قيف مانند مياد بيرون، ميگه: نمونة ادرار! طرف هم با خجالت ميكشه بيرون و ميشاشه تو جناب قيف. بعد از دو سه دقيقه تلق تولوق و بوق بوق، كامپيوتره يك تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده: يكي از تاندنهاي دست شما پاره شده. بايد يك هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه. يارو كف ميكنه كه اين لا مصب اينهمه چيز رو چطور از شاش آدم ميفهمه؟! خلاصه كرمش ميگيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه. فرداش يك شيشه مربا ورميداره، تا نصف توش آب شير ميريزه، بعد ميده سگش توش بشاشه، يك دونه از آدامساي دخترش رو هم ميندازه توش، آخر كاري هم يك تريپ پمپ ميزنه، يكم از آبش رو اضافه ميكنه به معجون، بعدم ميره همون داروخونه، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار. كامپيوتره يك 15 دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ ميكنه، بعد يك كاغد چاپ ميكنه ميده بيرون كه روش نوشته بوده: آب شيرتون آهك داره، بايد لوله كش بياريد درستش كنه. –سگت قلبش ناراحته، همين روزها تموم ميكنه. –دخترت حاملست، بايد بري خر پسر طبقه پاييني رو بگيري. –درضمن اگه بخواي همينجوري يك بند پمپ بزني تاندن دستت هيچ وقت خوب نميشه

 

2-دختره ميره پيش كشيش محلشون، ميگه: پدر من گناه كردم! كشيشه ميگه: چيكار كردي فرزندم؟ دختره ميگه: من به يك مرد گفتم كس عمت! كشيشه ميگه: آخه براي چي؟ دختره ميگه: آخه دستشو گذاشته بود رو پام. كشيشه دستشو ميگذاره رو پاي دختره، ميگه: اينطوري؟ دختره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: دخترم آخه آدم كه واسه همچين كاري به كسي نميگه كس عمت! دختره ميگه: آخه پدر بعد اونيكي دستشو گذاشت رو سينم. كشيشه دستشو ميگذاره رو پستوناي يارو، ميگه: اينجوري؟ دختره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: ولي آخه اينم دليل نميشه كه آدم به بندة خداوند بگه كس عمت! دختره ميگه: آخه بعد لباسامو دراورد. كشيشه لباساي دختره در مياره، ميگه: اينجوري؟ دخره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: واسه اينكار هم آدم به برادر دينيش نميگه كس عمت! دختره ميگه: آخه بعد اونكاري كه تو ده فرمان خداوند ممنوع كرده زن و مرد نا محرم باهم بكنند رو با من كرد! كشيشه ميگيره ترتيب دختره رو دستتاٌ ميده، ميگه: اين ريختي؟! دختره ميگه: بعله پدر. باز كشيشه ميگه: ولي آخه اين هم دليل نميشه كه آدم به يكي از اشرف مخلوقات بگه كس عمت! دختره ميگه: ولي پدر، آخه طرف ايدز داشت! كشيشه ميگه: اي كس عمش

 

3-غضنفر ميره تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1 يه آخوند داشته صحبت ميكرده
كانال 2، 2 تا آخوند داشتن بحث ميكردن
كانال 3 يه برنامه داشته با عنوان سمينار روحانيون حوزه علميه
كانال چهار ميزنه ميبينه سمينار روحانيون شهر تهرانه 200-300 تا آخوند توشن
كانال 5 ميزنه ميبينه سمينار سراسري كشوري روحانيونه كه 20000-30000 نفر آخوند شركت كردن... يه دفعه غضنفر داد ميزنه: آهاي سكينه هوي زود اون نفت و بيار لونشونو پيدا كردم

 

4-تركه ميره مهموني با يه زنه شروع ميكنه رقصيدن دهنه زنه بو ميداده تركه ميگه خانم چرا دهنت بو ميده؟زنه ميگه صبح دندونپزشكي بودم برام پل گذاشته.تركه ميگه :ااااا پس بگو يكي زير پله ريده

 

5-يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!

6-به تركه ميگن برو جلوي ماشين ببين چراغ راهنما كار ميكنه ؟ ميره جلوي ماشين ميشينه ميگه :: آره نه آره نه آره نه آره نه آره نه آره نه

7-يه روز يه خانم حامله ميره دکتر. به دکتر ميگه آقای دکتر راه ادرارم بند اومده.دکتر يه سونوگرافی برای خانم مينويسه . بعد از سونوگرافی معلوم ميشه بچه پتروس بوده.

 

8-تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد

 

9-ترکه نخ ۱۰ تومنی رو می کشه شورت مدرس می افته بسیجیا می کنن دنبالش یه هزاری بر می داره می گه جلو بیان نخ اینو هم می كشم.

 

10-حسني داشته از صحرا برمي‌گشته خونه، ميبينه يه دختري مثل پنجه آفتاب داره تو رودخونه خودشو مي‌‌شوره. پسره واميسته يه تريپ نگاه مي‌كنه بعد يهو پا ميگذاره به فرار، حالا ندو كي بدو. خلاصه ميدوه تا مي‌رسه به دهشون، رفيقش ازش مي‌پرسه: حسني چته؟ چرا فرار ميكني؟ حسني ماجراي دختره رو تعريف مي‌كنه و ميگه: ننم گفته بود اگه به زن نامحرم نگاه كنم خدا منو سنگ مي‌كنه،‌ منم احساس كردم از يه جاييم دارم سنگ مي‌شم

+ نوشته شده توسط معمار کوچولو در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 و ساعت 0:6 |